‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد کسروی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب احمد کسروی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ اسفند ۱۷, دوشنبه

قیام شیخ محمد خیابانی

سید احمد کسروی نویسنده کتابهای تاریخ مشروطه ایران و تاریخ هجده ساله آذربایجان که خود در انقلاب مشروطه حضور داشته است،و شیخ محمد خیابانی را در زمان انقلاب مشروطه از نزدیک می شناخته است،در سال 1302 در اهواز وی یاداشت هایی را به درخواس کاظم زاده تبریزی بنیانگذار نشریه ایران شهر نوشت،که در زمان حیات کسروی منتشر نشد.مقدمه و ویرایش این کتاب را استاد محمد علی همایون کاتوزیان انجام داده است.
لینک دانلود/لینک کمکی

۱۳۹۲ خرداد ۱۶, پنجشنبه

شهریاران گمنام(نسخه تایپ شده و با کیفیت)

شهریاران گمنام نام یکی از کتاب‌های احمد کسروی است. کسروی از اواخر سال ۱۳۰۷ به نگارش این کتاب که شامل پژوهش‌هایی مستند درباره چند خاندان پادشاهی ناشناس و گمنام ایرانی پس از اسلام است، پرداخت. این کتاب در سه بخش دیلمیان، روادیان و شدادیان نگاشته شده‌است.
کسروی در مقدمه شهریاران گمنام با اشاره به این موضوع که ابهام‌های بسیاری در تاریخ پس از اسلام وجود دارد و در مورد خاندان‌های پادشاهی ناشناس اطلاعات کم و پراکنده‌ای موجود است، به ذکر تحقیقات خود درباره برخی از خاندان‌های نامعروف ایرانی پرداخته است. او در ادامه تحقیقات خود را شامل برخی از حکمرانان که شرقشناسان نیز آنها را نشناخته‌اند و او آنها زنده کرده و نیز گروهی دیگر که دارای تحقیق‌هایی ناقص و دارای لغزش بوده‌اند و او به تصحیح آنها اقدام کرده، برشمرده است. کسروی در بخشی از همین مقدمه با اشاره به انجام رسانیدن سه بخش از کتاب، از نگارش بخش‌های چهارم، پنجم، ششم و هفتم در آینده خبر داده‌است. اما او موفق به نگارش آنها نشد.
این کتاب با نام کامل «شهریاران گمنام، پژوهشی در تاریخ ایران»، نخستین بار در چند نوبت توسط انتشارات امیرکبیر و در سال‌های اخیر توسط انتشارات‌هایی مانند جامی، آیدین، نگاه و دنیای کتاب منتشر شده‌است.

 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEj5niNn7pkw6-wMebiTWZ5XaOrqUiPx73KGIVEYRPU_Ywj6yrZ49d_edG6mCJF4uYBl-UhupFEvM3NqvcfnGqsybNNT8Fwi4DBDVPfBpD2oNfwdaKZH2spR5X3BkO9_E9G3MRfKn4Aj3Etd/s1600/down%DB%8Cload-ebook-icon.jpg

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

تاریخ پانصد ساله خوزستان

پیشگفتار کتاب :
بنام پاک آفریدگار
در زمستان سال ١٣٠٢ به خوزستان سفر کردم و یک سال و سه ماه‌ در آنجا بسر بردم. زندگانى در این سرزمین توانفرساست بویژه بر کسانى که بومى نیستند و بر گرماى جانسوز و دیگر سختى‌هاى آنجا عادت ندارند. ولى من این سختى‌ها را بر خود آسان گرفته کارهاى ‌خود مى‌گزاردم و گاهى که بیکار بودم در تاریخ آن سرزمین کهن به ‌جستجو مى‌پرداختم.
در این زمان شیخ خزعلخان بنام ریاست عشایر عرب رشته‌ی اختیار خوزستان را در دست داشت و با دولت که دسته سپاهیانى به شوشتر فرستاده مى‌خواست در خوزستان نیروى خود را جایگزین گرداند گفتگو و کشاکش مى‌کرد. کم‌کم به لشکرکشى و جنگ کشید که پس از زد و خوردهایى دولت چیره گردیده و سپاهیان به خوزستان درآمدند و شیخ را هم به تهران آورده نشیمن دادند.
آتش این فتنه اگرچه دامن مرا نیز گرفته و با همه‌ی بیگناهى از گزند وآسیب آن بى‌بهره نبودم با این همه از جستجوهاى تاریخى بازنایستادم‌ و این پیش‌آمد مرا بر آن واداشت که پیش از همه به تاریخ آن عشایر پرداخته بدانم که از کى به آنجا آمده و از چه زمانى و از چه راهى ‌نیرومندى یافته‌اند. در این جستجو ناگهان مردى را یافتم از شگفترین‌ مردان دروغگویى از بزرگترین دروغگویان سید محمد مشعشع که در نیمه‌هاى نهم هجرى بدعوى مهدى‌گرى برخاسته و با کشتار و خونریزى این دعوى خود را پیش برده و به خوزستان دست یافته و بنیاد حکومتى گزارده و پسر او مولا على دعوى خدایى نموده است و خاندان ایشان تا چند سال ریاست عشایر خوزستان را داشته‌اند تا از ایشان به کعبیان رسیده سپس نیز خاندان شیخ خزعل ریاست یافته‌اند.
داستان سید محمد و فرزندان او و تاریخ کعبیان را تا شیخ خزعل‌خان تا آنجا که مى‌توانستم دنبال کرده یک رشته آگاهى اندوختم. بویژه ‌پس از آن ‌که در بهار سال ١٣٠۴ به تهران بازگشتم و نوشته‌ها و کتاب‌هایى را که در خوزستان دسترس نداشتم بدست آوردم و ازآگاهى‌هاى فراوانى که گرد کرده بودم تألیفى نمودم که چون گذشته از داستان مشعشعیان و کعبیان حوادث دیگر خوزستان را در مدت پنج ‌قرن در بر داشت آنرا «تاریخ پانصد ساله‌ی خوزستان» نام نهادم.
یکى از دوستان دانشمند هم که دستگیرى‌هاى علمى را شیوه‌ی خود ساخته و در این‌باره مساعدت از کسى دریغ نمى‌دارد چون از قصد من‌ آگاهى یافت نقشه‌ی خوزستانى بدست یکى از مهندسان اروپایى تهیه‌ کرده بنام این تألیف گسیل داشت.
ولى معمایى در کار بود که بى‌گشادن آن تألیف ارزشى نداشت و آن‌ دعوى مهدیگرى سید محمد و دعوى خدایى پسرش مولا على بود.
چه سید محمد مذهب اثنا عشرى داشته و به نام این مذهب بوده که با دیگران نبرد و کشاکش مى‌کرده و چنانکه مى‌دانیم بنیاد مذهب اثنى ‌عشرى بر زنده و غایب بودن مهدى عجل پسر امام حسن عسکرى‌ علیه السلام است و اینکه او روزى پدید آمده جهان را از داد و نیکى پر خواهد ساخت. پس از چه راهى بوده که سید محمد خود را مهدى ‌خوانده و از چه راهى بوده که دوازده امامیان دعوى او را پذیرفته‌اند؟! نیز دعوى خدایى مولا على و کارهاى او که کاروان حاجیان را کشتار و تاراج کرد و در نجف بارگاه امیر المومنین على علیه السلام را ویرانه‌ کرده چوب محجر قبر را کسان او چون هیزم زیر اجاق سوزانیدند. آیا این سیاهکارى‌ها با مذهب شیعه چه سازشى داشته است؟! بویژه در آن زمان که شیعیان تازه بجوش و جنبش برخاسته و تعصب بى‌اندازه‌ داشتند.
براى دانستن این معما راهى نبود جز آنکه کتابى یا نوشته‌اى از سید محمد یا یکى از پیروان او بدست بیاید.
ولى کو چنین کتابى؟ آنچه جستجو کردیم تنها نام «کلام المهدى» را بدست آوردیم که قاضى نور اللّه یاد کرده مى‌گوید گفته‌هاى سید محمد را در بر داشت و آنچه در فهرستهاى کتابخانه‌هاى بزرگ اروپا جستجو کردیم و از کتابخانه‌هاى ایران پرسیدیم سراغ نسخه‌اى از آن نگرفتیم و نومید گردیده از چاپ تألیف چشم پوشیدیم. تا پس از چهار سال مرد دانشمند گران‌مایه آقاى حاجى ابوعبداللّه مجتهد زنجانى ناگهان ‌نسخه‌ی کهنه‌اى از کلام المهدى را بدست آوردند و چون حاجت سخت‌ مرا به داشتن آن کتاب مى‌دانست جوانمردانه نسخه‌اى از آن نویسنده ‌به تهران فرستادند و بدینسان مانعى که در کار بود برداشته شد.
این کتاب از شگفترین کتابهاست. از خواندن او نه تنها تار و پود دعوى سید محمد و دعوى پسرش را بدست آوردیم بلکه به مطلب‌ سودمند دیگرى برخوردیم که از دیده‌ی تاریخ قرن‌هاى اخیر ایران بسیار گران‌بهاست سید محمد یکى از بدعتگزاران بزرگى است که در تاریخ ‌اسلام پیدا شده‌اند و او براى پیشرفت دعوى و حکومت خود یک ‌رشته بدعتهایى پدید آورده که نه تنها در زمان او و فرزندانش رواج ‌گرفته بلکه پس از یکى دو قرن که کهنه و ناپدید شده بود ناگهان از جاى ‌دیگرى سر برآورده و بار دیگر مردمان را گرفتار کرده و شورشها و آشوبها پدید آورده است.
مطالب سید محمد که خواهیم آورد کسانى اگر دقت در آنها کنند خواهند دید که گفتگوهایى که در قرون گذشته در ایران برخاسته ‌سراسر ایرانیان را به جنگ و دشمنى یکدیگر برانگیخت و شد آنچه ‌شد همه‌ی این‌ها میوه‌ی بدعت‌هاى سید محمد بوده. به عبارت دیگر همان گفته‌ها و دعوى‌هاى این مرد بوده که بدست کسانى در قرن گذشته ‌افتاده و با اندک تغییرى بازگفته و مایه‌ی آن همه فتنه‌ها گردیده‌اند.
دست یافتن به دلایل و مطالب سید محمد که خلاصه‌ی آنها را بر تألیف خود افزودم ارزش این تألیف را هرچه بیشتر گردانید و چون ‌داستان مشعشعیان و کعبیان را تاکنون کسى از ایرانیان یا شرق‌شناسان ‌اروپا ننوشته این است که با همه‌ی گرفتاریها و با آنکه از سالهاست که از این‌گونه نگارشها بیگانه‌ام روا ندیدم این تألیف را چاپ نکنم و در این‌ هنگام که به نشر «پیمان» آغاز مى‌کنیم بهتر آن دیدم که این کتاب را جزو آن مجله کرده در آخر هر شماره جزوه‌اى از این چاپ نمایم که ‌چون در آخر سال یکجا گرد آورده شود کتاب درستى باشد.
درباره‌ی مطالب من آنچه توانسته‌ام جستجو بکار برده‌ام و چنانکه ‌خواهیم دید از آغاز کتاب تا داستان شیخ خزعل آنچه آورده‌ام از کتابها و نوشته‌هاست که نام هر نوشته و کتاب را در پاى صفحه نگاشته‌ام. اما داستان شیخ خزعل و برادرش شیخ خزعل خان بخش عمده‌ی آن را در خوزستان از زبانها شنیده یا خودم دیده و دانسته‌ام و چون این کتاب ‌براى ستایش یا نکوهش کسى نیست بلکه مقصود نگارش تاریخ و نشاندادن گذشته‌ی سرزمینى است که من پانزده ماه در آن بسر برده و از یکدسته از مردمش مهربانى‌ها دیده‌ام این است که تا توانسته‌ کوشیده‌ام که گفته‌هایم براستى نزدیکتر باشد و خامه‌ی خود را به دروغ و سخنان ستایش‌آمیز یا کینه‌انگیز نیالایم. با این حال اگر کسانى لغزشها دیدند یا مطالبى را که بایستى گفت ناگفته یافتند برادرانه خواستارم که‌ آن لغزش را بازنموده و این کوتاهى را یادآورى کنند که به جبران پردازم ‌بویژه که چون کتاب جزو بجزو چاپ مى‌شود اگر یادآورى‌هایى شد در آخر آن مى‌توان یادآورى‌ها را بنام خود یادآورندگان چاپ کرد.

 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEj5niNn7pkw6-wMebiTWZ5XaOrqUiPx73KGIVEYRPU_Ywj6yrZ49d_edG6mCJF4uYBl-UhupFEvM3NqvcfnGqsybNNT8Fwi4DBDVPfBpD2oNfwdaKZH2spR5X3BkO9_E9G3MRfKn4Aj3Etd/s1600/down%DB%8Cload-ebook-icon.jpg

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱, یکشنبه

تاریخ هجده ساله آذربایجان

تاریخ هجده ساله آذربایجان نوشته احمد کسروی کتابی است که بعقیده خود او ادامه کتاب تاریخ مشروطه میباشد. در این کتاب تحولات ایران در خلال مشروطه و بعد از آن مورد بررسی قرار میگیرد.
شاید بتوان این کتاب را مستندترین و مشهورترین کتاب احمد کسروی دانست. کتابی که به طرز شگفتی هم مورد تایید و استناد دوستان و هم مورد تایید دشمنان است! برای علاقمندان به تاریخ آذربایجان به خصوص در دوران مشروطه و شیخ محمد خیابانی این کتاب از ضروریات است
کسروی در 1302 ش که هجده سال از وقایع مشروطه می گذشت ، بر آن شد تا رخدادهای آذربایجان را از بدو جنبش مشروطه به رشتة تحریر درآورد؛ یادداشتهایی نیز تهیه کرد که ابتدا در سوریه در مهنامة العرفان تحت عنوان «آذربایجان فی ثمانیة عشرعاماً» به چاپ رسید و از 1313 ش به صورت سلسله مقالاتی در مجلة پیمان منتشر شد. از آنجا که رخدادهای آذربایجان از سایر مناطق قابل تفکیک نبود، حوادث و وقایع دیگر کانونهای جنبش مشروطه خواهی چون تهران و گیلان نیز افزوده شد و بدین ترتیب تاریخ مشروطه ایران در سه بخش به چاپ رسید. وقایع پس از انقلاب مشروطه تا پایان قیام شیخ محمد خیابانی نیز در چهار بخش با عنوان تاریخ هیجده سالة آذربایجان منتشر شد.

کسروی مدعی است که در این کتاب قصد تاریخ نگاری نداردو قصد خویش را از نگاشتن تاریخ مشروطه ، ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان ، ارجگذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته ذکر می کند وی در نگارش تاریخ مشروطة ایران از تاریخ بیداری ایرانیان * و کتاب آبی بهره جسته است .


جلد اول
 http://www.mediafire.com/?k4y5dgkdmq4jm17
جلد دوم
http://www.mediafire.com/?1uvodnu7cl7iik4

۱۳۹۲ فروردین ۳۱, شنبه

ایرانیان و یونانیان

یرانیان و یونانیان، نوشته پلوتارخ (پلوتارک)، ترجمه احمد کسروى است.‏ این کتاب گزیده ‏اى از سرگذشت‏ها، نوشته پلوتارخ یونانى است که نه به انگیزه شرح رویدادهاى تاریخى، که براى روشن ساختن گوشه و کنار زندگى گروهى از مردان نامور روم و یونان در سده نخست میلادى، به یونانى نوشته شد و گزارش‏هایى از دوران افسانه ‏اى «رومولوس» و «اودیسه» تا نزدیک به نیم سده پیش از دوره نویسنده در بر دارد. این کتاب تنها به سال‏هاى زندگى و رفتارهاى ویژه آن قهرمانان نمى‏ پردازد، بلکه از درون خانه‏ ها و رازهاى آنان نیز گزارش مى‏دهد و در کنار شرح حال قهرمانى یونانى، به شرح زندگانى قهرمانى رومى نیز مى‏پردازد و از این رو، بر پایه زندگى افراد به بازگویى رویدادها مى‏پردازد و همواره پاى سنجش دو تمدن بزرگ یونان و روم در میان می آید. گزیده فارسى این کتاب، زندگینامه قهرمانانى را در بر دارد که تاریخچه آنان دست کم در پاره‏ اى از زندگیشان به ایران یا شاهان ایرانى پیوند خورده است. بسیارى از خردمندان و ادیبان و هنرآفرینان جهان از کتاب پلوتارخ سود برده و از درون‏مایه آن براى آفریدن نمایش‏نامه‏ ها و داستان‏ها و منظومه‏ ها بهره گرفته‏ اند؛ چنان‏که دست‏مایه ویلیام شکسپیر، نمایش‏نامه نویس تواناى انگلیسى، در تراژدى معروف «ژولیوس سزار» همین کتاب بود. وى هم‏چنین در برگرداندن نظم‏هایى از این کتاب به نثر کوشید. بسیارى از شرح حال نویسان و مورخان نیز به نوشته‏ هاى پلوتارخ در این کتاب استناد کرده ‏اند. برخى از داستان‏ها و تاریخچه‏ هاى کتاب پلوتارخ در باره ایران مانند سرگذشت اردشیر دوم هخامنشى و داستان الکساندر و حادثه کراسوس، جز در این کتاب، دست یافتنى نیستند...
 https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEj5niNn7pkw6-wMebiTWZ5XaOrqUiPx73KGIVEYRPU_Ywj6yrZ49d_edG6mCJF4uYBl-UhupFEvM3NqvcfnGqsybNNT8Fwi4DBDVPfBpD2oNfwdaKZH2spR5X3BkO9_E9G3MRfKn4Aj3Etd/s1600/down%DB%8Cload-ebook-icon.jpg

۱۳۹۱ اسفند ۱۸, جمعه

تاریخ مشروطه ایران

کتاب تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد کسروی در سال ۱۳۱۹ خورشیدی به چاپ رسید این نبشته برجسته‌ترین سند نوشته شده درباره رویداد مشروطه و چند و چون آن می‌باشد و حتی در زمانی که نوشته‌های کسروی ممنوع و اندیشه‌اش باطل شمرده می‌شود این نوشتار همچنان آبشخور و گواه پژوهش‌های تاریخی است. این کتاب توسط ایوان سیگل به انگلیسی نیز ترجمه شده است.
کسروی پوشینه (جلد) نخست این کتاب را به نام «تاریخ هیجده سالهٔ آذربایجان» نوشته و پس از چاپ و نشر پوشینه دوم آن را به نام «تاریخ مشروطهٔ ایران» انتشار داد. او نوشتن این تاریخ را نخست از ماهنامه‌ای به نام پیمان آغاز کرد.
از منابع مستند تاریخ مشروطیت تألیف سیداحمد کسروی. کسروی در 1302 ش که هجده سال از وقایع مشروطه می‌گذشت بر آن شد تا رخدادهای آذربایجان را از بدو جنبش مشروطه به رشته تحریر درآورد. یادداشت‌هایی نیز تهیه کرد که ابتدا در سوریه در مهنامه‌العرفان تحت عنوان "آذربایجان فی ثمانیة عشر عاما" به چاپ رسید و از 1313 ش به صورت سلسله مقالاتی در مجله پیمان منتشر شد. از آنجا که رخدادهای آذربایجان از سایر مناطق قابل تفکیک نبود حوادث و وقایع دیگر کانون‌های جنبش مشروطه‌خواهی چون تهران و گیلان نیز افزوده شد و بدین ترتیب تاریخ مشروطه ایران در سه بخش به چاپ رسید. وقایع پس از انقلاب مشروطه تا پایان قیام شیخ محمد خیابانی نیز در چهار بخش با عنوان تاریخ هیجده ساله آذربایجان منتشر شد.
کسروی مدعی است که در این کتاب قصد تاریخ‌نگاری ندارد و قصد خویش را از نگاشتن تاریخ مشروطه ضبط وقایع و حوادث مشروطه برای آیندگان ارج‌گذاری مبارزان گمنام مشروطه و یادآوری ایام تلخ گذشته ذکر می‌کند. وی در نگارش تاریخ مشروطه ایران از "تاریخ بیداری ایرانیان" و کتاب "آبی" بهره جسته است. نویسنده تاریخ مشروطه ایران که در زمان انقلاب مشروطه شانزده سال داشته از نزدیک شاهد وقایع و حوادث تبریز، دومین کانون انقلاب مشروطه، بوده است. وی با سران مشروطه آذربایجان آشنایی داشته و کوشیده است تا دیده‌ها و شنیده‌های خود را به رشته تحریر درآورد و کمتر به حدس و گمان تکیه کند.
از امتیازات تاریخ مشروطه ایران عکس‌های فراوان آن است که با توجه به امکانات آن روزگار از کارهای ارزنده و کم نظیر به شمار می‌رود. با این‌ همه این کتاب از کاستی‌ها و سستی‌ها خالی نیست گه‌گاه گرایش‌های جانب‌دارانه کسروی در ذکر وقایع انقلاب و نقش افراد در آن به چشم می‌خورد. او بیشتر به نقش مردم گمنام کوچه و بازار و مجاهدان پرداخته و از کسانی که در تصمیم گیری‌های عمده مشارکت داشتند، نام نبرده یا چندان بخوشی از آنان یاد نکرده است. دقت‌ها و ریزبینی‌های کسروی را بیشتر در بخش تبریز و آذربایجان می‌توان دید ولی در شرح وقایع انقلاب در تهران و دیگر شهرها اطلاعات وی چندان دقیق و موشکافانه به نظر نمی‌رسد او در این موارد بیشتر از کتاب تاریخ بیداری ایرانیان بهره برده است و علت این امر به گفته خود کسروی نداشتن اطلاعات کافی از اوضاع و چگونگی انقلاب در آن بلاد است. کسروی در ذکر وقایع تبریز و حوادث مشروطیت در آن شهر شیفتگی فراوان نشان می‌دهد و در موارد متعدد به ستایش انجمن تبریز و رشادت‌ها و فداکاری‌های مجاهدان آن شهر چه آذربایجانی و چه قفقازی می‌پردازد. همچنین کسروی در این کتاب برای پرهیز از به کار بردن کلمات عربی از واژه‌های برساخته که غالبا در هیچ فرهنگ و لغتنامه‌ای نیامده استفاده بسیار کرده است. در نتیجه این اصرار کسروی به ساخت لغات تازه نثر کتاب صورتی ساختگی پیدا کرده است که کمتر کسی را خوش می‌آید.
بسیاری از مورخان و رجال دوره مشروطیت کتاب کسروی را مثبت ارزیابی نکرده‌اند. سید حسن تقی‌زاده کتاب را از حیث ثبت تاریخ روز و ماه و سال وقایع سودمند می‌داند ولی معتقد است که بسیاری از مندرجات آن خلاف حقیقت و پر از اشتباه است و حتی مطالب مرتبط با خودش را بی‌اساس برمی‌شمرد. مهدی ملک‌زاده مؤلف تاریخ انقلاب مشروطیت ایران نیز بر این اعتقاد است که کسروی در ذکر بسیاری از حوادث و موقعیت اشخاص در انقلاب خطا کرده و ظلم بزرگی در حق خادمان مشروطیت روا داشته است.
کسروی در تاریخ هیجده ساله آذربایجان با محور قراردادن وقایع این منطقه، سیر تاریخی هجده ساله مشروطه را دنبال کرده است و با همان شیوه نگارش علاوه بر روایت مستندات تاریخی پس از فتح تهران در جای جای کتاب خود به داوری رجال مشروطیت نیز پرداخته و نظریات خود را به صراحت ابراز داشته است. وی با استعانت از مشاهدات خود و بقیه عوامل و رهبران نهضت از یادداشت‌های دست اول خصوصی گزارش‌ها اعلامیه‌ها و تلگراف‌های رسمی داخلی و خارجی و روزنامه‌ها و کتاب‌ها در مطالب خود بهره برده است که البته بیشتر در پاورقی‌ها به آنها اشاره کرده است. تاریخ مشروطه ایران نخستین بار در 1319 ش در تهران منتشر شد و پس از آن مکرر به چاپ رسیده است. با اینکه کسروی در ابتدای کتاب "تاریخ مشروطه" وعده می‌دهد که اسامی پدیدآورندگان و چگونگی چاپ کتاب را در آخرین بخش خواهد آورد هیچ فهرستی در پایان کتاب دیده نمی‌شود. علاوه بر ارزش های تاریخی، کتاب تاریخ مشروطه معرفی کننده سبکی از نویسندگی است که کسروی در تاریخ نگاری و نثر معاصر فارسی بنیاد گذاشته است. او از پیشگامان واژه سازی علمی در زبان فارسی بود و می کوشید برای اصطلاحات جدید یا نو کردن اصطلاحات قدیمی واژه های تازه ای بسازد یا بیابد که اغلب ریشه در ادبیات گذشته ایران داشته یا بر اساس قواعد زبان فارسی ساخته شده است. این کوشش برای پالایش زبان فارسی گاهی جمله های او را کهنه نشان می دهد ولی اغلب باعث پدید آمدن نوعی نثر جدید فارسی شده که تاریخ نگاران بعدی از ان دنباله روی کرده اند.

زندگانی من +ده سال در عدلیه و چرا از عدلیه بیرون آمدم؟

سید احمد حکم‌آبادی که بعدها نام خانوادگی کَسرَوی را برگزید، تاریخ‌نگار، زبان‌شناس، پژوهش‌گر، حقوق‌دان و اندیشمند ایرانی بود.که به عنوان استاد ملی گرای حقوق در دانشگاه تهران تدریس می کرد. او در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۲۴ و در سن ۵۷ سالگی، در اتاق بازپرسی ساختمان کاخ دادگستری تهران به ضرب «گلوله و ۲۷ ضربه چاقو» توسط گروه اسلام‌گرای «فدائیان اسلام» ترور شد. احمد کسروی در حوزه‌های مختلفی هم‌چون تاریخ، زبان‌شناسی، ادبیات، علوم دینی، روزنامه‌نگاری، وکالت، قضاوت و سیاست فعالیت داشت. وی بنیان‌گذار جنبشی سیاسی-اجتماعی با هدف ساختن یک «هویت ایرانیِ سکولار» در جامعه ایران، موسوم به جنبش «پاک‌دینی» بود که در دوره‌ای از حکومت پهلوی شکل گرفت.
احمد کسروی خواستار مبارزه با «واپس‌ماندگی فکری و علمی» و روشن‌گری در تمامی وجوه زندگانی بود وی با انتقاد از «اوضاع زندگی، خرافه‌گرایی و آداب اجتماعی» مردم ایران، خواستار «پالایش زبان فارسی» از هر گونه واژه عربی و سره‌نویسی در زبان فارسی بود.موضع‌گیری‌های احمد کسروی در برابر کیش‌های رایج و نهادهای مذهبی و اخلاقی و مسلک‌ها و ارزش‌های سنتی و فرهنگی و تاختن او به تعصبات دینی و فرهنگی، از مذهب تشیع و بهائیت گرفته تا شعرهای حافظ و سعدی، از جمله مواردی بود که مخالفت‌های بسیاری را علیه او برانگیخت.
آثار احمد کسروی بالغ بر ۷۰ جلد کتاب به زبان‌های فارسی و عربی می‌شوند. از مهم‌ترین آثار کسروی می‌توان به دو کتاب تاریخ مشروطهٔ ایران و تاریخ هجده‌سالهٔ آذربایجان اشاره کرد که از مهم‌ترین آثار مربوط به تاریخ جنبش مشروطه‌خواهی ایران می‌شوند و تا به امروز «مرجع اصلی» محققان پیرامون جنبش مشروطیت ایران بوده است. آذری یا زبان باستان آذربایجان، برای نخستین‌بار این نظریّه را مطرح کرد که زبان تاریخی منطقهٔ آذربایجان قبل از رایج‌شدن زبان ترکی آذربایجانی که مورخان از آن به نام «آذری» یاد کرده‌اند، زبانی از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی بوده‌است. این نظریه هنوز مخالفانی میان قوم‌گرایان دارد، اما در نزد زبان‌شناسان دنیا به صورت عام پذیرفته شده‌است.
کسروی شرح زندگی خود را در سه جلد که جلد اول تحت عنوان زندگانی من که مشتمل بر شرح زندگی او تا سی سالگی ده سال در عدلیه بخش دوم زندگی او چرا از عدلیه بیرون آمدم که مشتمل بر بخش های پایانی او می باشد نوشته است در این نسخه pdf هر سه نسخه در یک فایل برای علاقه مندان جمعاوری شده است.

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...