‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ معاصر ایران. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ معاصر ایران. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ آبان ۹, شنبه

گذشته چراغ راه آینده؛تاریخ ایران در فاصله دو کودتا

کتاب مذکور یکی از بهترین کتاب های منتشر شده در زمینه تاریخ معاصر ایران است،که تاریخ ایران را در فاصله بین دو کودتا یعنی کودتای 1299 رضا شاه تا کودتای 28 مرداد 1332 برسی می نماید.در فصل اول سقوط ایران به دست متفقین در سالهای جنگ جهانی دوم و در فصل دوم سقوط رضا شاه و در فصل سوم محمد علی فروغی و در فصل های بعدی به مساله فرقه پیشه وری و اشغال آذربایجان توسط این فرقه پرداخته می شود و در نهایت در فصول پایانی کتاب به ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد اشاره می شود.

برای دانلود کتاب کلیک کنید. 
لینک کمکی

۱۳۹۳ خرداد ۲۸, چهارشنبه

عشقی: سیمای نجیب یک آنارشیست


نام اصلی میرزاده عشقی 1273 - 1303 هجری شمسی «سید محمدرضا کردستانی» فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» در تاریخ دوازدهم جمادی‌الآخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری، مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳ خورشیدی، و سال ۱۸۹۴ میلادی، به دنیا آمد
دوساله بود که ناصرالدین شاه ترور شد 
شش ساله بود که قرن بیستم آغاز شد
دوازده ساله بود که فرمان مشروطیت صادر شد
چهارده ساله بود که محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ بست و استبداد صغیر آغاز شد
پانزده ساله بود که احمدشاه به سلطنت رسید
بیست ساله بود که: احمد شاه تاجگذاری کرد، جنگ جهانگیر اول شعله ور شد، عشقی به همراه دولت به تبعید کرمانشاه رفت
بیست و یکساله بود که "نامه ی عشقی" را در همدان انتشار داد
بیست و دو ساله بود که به استانبول سفر کرد
بیست و سه ساله بود که در روسیه دولت انقلابی به قدرت رسید
بیست و چهار ساله بود که جنگ جهانی اول تمام شد
بیست و پنج ساله بود که قرارداد 1919 بین وثوق الدوله رئیس الوزرای وقت و دولت بریتانیا بسته شد و او به سبب مخالفت با آن به زندان افتاد
بیست و شش ساله بود که کودتای سوم اسفند 1299 انجام شد، در اصفهان اپرای ایرانی به روی صحنه آورد
بیست و هفت ساله بود که نخستین شماره ی روزنامه ی قرن بیستم را منتشز کرد، اپرایش را در تهران نیز اجرا کرد
بیست و نه ساله بود که رضاخان سردار سپه به ریاست هیئت وزرا رسید، در ترکیه با الغای خلافت اسلامی، رژیم جمهوری اعلام شد.
میرزاده عشقی نام اصلیش «سید محمدرضا کردستانی» و فرزند «حاج سید ابوالقاسم کردستانی» بود و در تاریخ دوازدهم جمادی‌الآخر سال ۱۳۱۲ هجری قمری مطابق ۲۰ آذرماه ۱۲۷۳ خورشیدی و سال ۱۸۹۴ میلادی در همدان زاده شد.

سالهای کودکی را در مکتب‌خانه‌های محلی و از سن هفت سالگی به بعد در آموزشگاه‌های «الفت» و «آلیانس» به تحصیل فارسی و فرانسه اشتغال داشته، پیش از آنکه گواهی نامه از این مدرسه دریافت کند در تجارتخانه یک بازرگان فرانسوی به شغل مترجمی پرداخته و به زبان فرانسه مسلط شد.

دوره تحصیلی وی تا سن هفده سالگی بیشتر طول نکشید، در آغاز سن ۱۵ سالگی به اصفهان رفت، سپس برای اتمام تحصیلات به تهران آمد، بیش از سه ماه نگذشت که به همدان باز گشت وچهار ماه بعدش به اصرار پدر برای تحصیل عازم پایتخت شد ولی عشقی از تهران به رشت و بندر انزلی رهسپار و از آنجا به مرکز باز آمد.

هنگامی که در همدان بسر می‌برد اوائل جنگ جهانی اول ۱۹۱۴-۱۹۱۸ میلادی به عبارت دیگر دوره کشمکش سیاست متفقین و دول متحده بود. عشقی به هواخواهی از عثمانی‌ها پرداخت و زمانی که چند هزار تن مهاجر ایرانی در عبور از غرب ایران به سوی استانبول می‌رفتند او هم به آنها پیوست و همراه مهاجرین به آنجا رفت.

عشقی چند سالی در استانبول بود، در شعبه علوم اجتماعی و فلسفه دارالفنون باب عالی جزء مستمعین آزاد حضور می‌یافت، پیش از این سفر هم یک باربه همراهی آلمانیها به بیجار و کردستان رفته بود.

«اپرای رستاخیز شهریاران ایران» را عشقی در استانبول نوشت. این منظومه اثر مشاهدات او از ویرانه‌های مدائن هنگام عبور از بغداد و موصل به استانبول بوده‌است.

در سال ۱۳۳۳ ه. ق. «روزنامه عشقی» را در همدان انتشار داد. «نوروزی نامه» را نیز در سال ۱۳۳۶ ه. ق. پانزده روز پیش از رسیدن فصل بهار در استانبول سرود.

عشقی از استانبول به همدان رفت و باز به تهران شتافت. او چند سال آخر عمرش را در تهران به سر برد، قطعه «کفن سیاه» را در باب روزگار زنان و حجاب آنان با مسمط نوشت. در واقع این اثر با ثمرش، تاریخچهٔ تز انقلاب مشروطیت و دوره‌ای که شاعر می‌زیست می‌باشد.

عشقی گاه گاهی در روزنامه‌ها و مجلات اشعار و مقالاتی منتشر می‌ساخت که بیشتر جنبهٔ وطنی واجتماعی داشت، چندی هم شخصاً روزنامه «قرن بیستم» را با قطع بزرگ در چهار صفحه منتشر می‌کرد که امتیازش به خود او تعلق داشت لیکن بیش از ۱۷ شماره انتشار نیافت.

در آخرین کابینه حسن پیرنیا، مشیرالدوله از طرف وزارت کشور به ریاست شهرداری اصفهان انتخاب گردید ولی نپذیرفت.

میرزاده عشقی پیش از آغاز مبارزاتش به همراه رضاخان به همراه عده‌ای دیگر، جهت کمک به عثمانیان در جنگ جهانی اول به آنجا سفر کردند. دیدن ویرانه‌های طاق کسری در مدائن باعث نوشته شدن اپرای رستاخیز شهریاران ایران شد.

عشقی پس از بازگشت در صف مخالفان جدی سردار سپه درآمد. شاید شعرهای عشقی به علت عمر کوتاه شاعری‌اش هیچ گاه مجال پخته شدن پیدا نکردند، اما صراحت لهجه، نکته‌بینی و تحلیل بسیار فنی او در مورد تحولات سیاسی و اجتماعی دوره خودش بسیار مشهوداست. به عقیدهٔ بسیاری از مورخین، عشقی از مهم‌ترین روشنفکران مولود روشنگری پس از مشروطه بود.
سی ساله بود که آخرین شماره ی روزنامه اش انتشار یافت. و کشته شد.
در آغاز زمزمهٔ جمهوریت، عشقی دوباره روزنامه «قرن بیستم» را با قطع کوچک در هشت صفحه منتشر کرد که یک شماره بیشتر انتشار نیافت وبر اثر مخالفت، روزنامه‌اش توقیف شد و خود شاعر نیز به دست دو نفر در بامداد دوازدهم تیر ماه ۱۳۰۳ خورشیدی در خانه مسکونی‌اش جنب دروازه دولت، سه راه سپهسالار،کوچه قطب الدوله هدف گلوله قرار گرفت.

عشقی، زبانی آتشین و نیش‌دار داشت. او در روز ۱۲ تیرماه ۱۳۰۳ خورشیدی، در تهران هدف گلولهٔ افراد ناشناس قرار گرفت و در ۳۱ سالگی، چشم از جهان فرو بست.

دو روز پیش از آن یکی از دوستانش (میر محسن خان) به طور اتفاقی، در اتاق محرمانه اداره تامینات خبر «عشقی، محرمانه کشته شود» را شنیده بود.




۱۳۹۲ آبان ۱۹, یکشنبه

چهره دکتر حسین فاطمی


ساعت چهار و هفت دقیقه بامداد روز چهارشنبه نوزدهم آبانماه 1333، تیمور بختیار فرماندار نظامی و سر تیپ آزموده دادستان ارتش راهی محبس دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دولت ملی دکتر مصدق در لشکر 2 زرهی شده و حکم اعدام را به وی ابلاغ نمودند. آزموده از زندانی در آستانه اعدام خواست : "اگر وصیتی دارید بفرمایید، شما مکرر می گفتید من از مرگ ابایی ندارم و مرگ حق است". و پاسخی که دریافت چنین بود: " آری آقای آزموده ، مرگ حق است و من از مرگ ابایی ندارم آن هم چنین مرگ پر افتخاری ، من می ‌میرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت نمایند ، من درهای سفارت انگلیس را بستم غافل از این که تا دربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد".
نزدیک جوخه آتش نیز بدو اجازه دادند اگر خواسته ای دارد بیان کند. گفت :"خواسته‌ های من دیدن خانواده ، ملاقات با دکتر مصدق و صحبتی با افسران می‌باشد." آزموده خشمگین بدو تاخت که : "هنوز هم دست از این مرد بر نمی‌داری؟". پیش از اجرای حکم خطاب به جلادش چنین گفت : " آقای آزموده، مرگ بر دو قسم است، مرگی در رختخواب ناز و مرگی در راه شرف و افتخار و من خدای را شکر می‌کنم که در راه مبارزه با فساد شهید می‌شوم، خدای را شکر می‌کنم که با شهادتم در این راه دین خود را به ملت ستمدیده و استعمار زده ایران ادا کرده‌ام و امیدوارم سربازان مجاهد ، نهضت استقلال طلبانه این کشور را همچنان ادامه دهند."
در آن هنگام از چنان روحیه محکمی برخوردار بود که اگر شخص ناآگاهی با او روبرو می شد هرگز باور نمی‌کرد قرار است تا چند دقیقه دیگر به جوخه مرگ سپرده شود و وصیتنامه اش را هم نوشته است.
سرانجام در حالی که هوا به شدت سرد می بود با تنی تب دار و رنجور از جراحت های پیشین به استقبال شهادت شتافت. هنوز سپیده ندمیده بود که هشت گلوله در قلب و سینه و یک تیر خلاص در شقیقه یکی از برجسته ترین و پرشورترین فرزندان مام میهن نشست و پیکر پاکش را گلگون نمود. آخرین سخنی که بر لبانش نشست چنین بود :
هرگز دل من ز خصم در بیم نشد ، در بیم ز صاحبان دیهیم نشد ای جان به فدای آنکه پیش دشمن ، تسلیم نمود جان و تسلیم نشد
... تمام دارایی او که در همه دوران فعالیت سیاسی اش و حتی هنگام تصدی وزارت خارجه از دریافت حقوق دولتی خودداری نموده بود در هنگام مرگ 160 ریال بود که بنا به وصیتش بین دو پرستاری که او را تیمار کرده بودند تقسیم شد. از او 320 هزار ریال قرض نیز بجای ماند که محلی برای پرداخت آن وجود نداشت.
نام و یادش جاویدان.

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

محمد مصدق در محکمه نظامی

سرهنگ جلیل بزرگمهر وکیل دکتر محمد مصدق در دادگاه های نظامی پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ بود. او بر خلاف انتظار حکومت وقت صمیمانه در دفاع از دکتر مصدق کوشید. همین دلبستگی به دکتر مصدق سبب شد که دیگر در ارتش جایگاهی نداشته باشد، لذا پس از ختم محاکمات، او را منتظر خدمت و بلافاصله بازنشسته کردند.
دکتر مصدق در نامه ای به بزرگمهر در قدردانی او نوشته بود:
«شما وکیل تسخیری بودید، اما تسخیر نشدید و از اجرای اوامر مافوق، سر باز زدید. سخنی بر خلاف وجدان نگفتید و هر گونه مدارکی هم که مورد احتیاج اینجانب بود از نظر وظیفه، برایم تهیه نمودید که نمی دانم چگونه تشکر کنم و این انجام وظیفه سبب شد که بعد از ختم محاکمه شما را از کار خارج کنند و یک عمر صحت عمل و درستکاری شما را نادیده بگیرند. به عقیده اینجانب، شما چیزی گم نکردید و چنانچه نام نیک خود را با ثروتی که بعضی از راه خیانت به مملکت به دست آورده اند مقایسه کنید، معلوم خواهد شد کدام گواراتر است.»
بزرگمهر در طول خدمت بازنشستگی خود تا لحظه مرگ که بیش از نیم قرن بود به پژوهش مسایل تاریخی و نوشتن خاطرات خود از محکمه فرمایشی دکتر مصدق و تحلیل هایی از نهضت ملی شدن صنعت نفت دست زد که امروز جزور مستندترین مدارک تاریخی آن دوران است.
جلد اول
http://bit.ly/14k7E8h
جلد دوم
http://bit.ly/17h6hXR

۱۳۹۲ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

کارنامه حزب توده و راز سقوط مصدق

اثر دو جلدي((كارنامه حزب توده و راز سقوط مصدق))، پاسخ‌نامه و نقد مفصلي است بر كتاب((خاطرات نورالدين كيانوري)) (دبير اول و رهبر حزب توده ايران در دوره پهلوي) .نويسنده در اين كتاب، نخست جملاتي از خاطرات مذكور را نقل مي‌كند، سپس با تكيه بر اسناد و شواهد به نقد و پاسخگويي آن برمي‌آيد .در مقدمه كتاب آمده است :((نگارنده كوشيده است خاطرات كيانوري را مورد كالبد شكافي(يا بهتر، كالبد شناسي) دقيق قرار دهد و حتي‌المقدور كساني كه مظلوم واقع شده‌اند مورد دفاع قرار گيرند و هر جريان يا فردي كه عزيز بي‌جهت شده، به داوري واقع‌بينانه و بي‌غرضانه كشيده شود .وظيفه نگارنده تمايز بين صحيح و سقيم است، بدون اين كه آن شخص يا جريان مورد نظر خاص اين جانب بوده باشد)) .وي در اين نقد و بررسي با انتقاد از گفته‌هاي كيانوري، گوشه‌هايي از تاريخ معاصر ايران، به ويژه نقش حزب توده در سقوط دكتر مصدق را تبيين مي‌كند
 جلد اول
http://www.mediafire.com/?619zev46rzlun29
جلد دوم
http://www.mediafire.com/?9bu78j097ccfky0

۱۳۹۲ فروردین ۸, پنجشنبه

مصاحبه با شاه

کتاب مبسوط خانم مارگارت لاینگ یکی از آخرین ته ماندگان صف طویل مصاحبه گران خارجی با شاه است که شاه و خدم و حشم ا را در آخرین سالهای سلطنتش از نزدیک دیده و در احوالش دقیق شده و مصاحبه ای طولانی با شاه و البته در مواردی با همکاریهای حضور ذهنی اطرافیان او فرح ملکه ماد علم و دیگران تدوین کرده است...
https://blogger.googleusercontent.com/img/b/R29vZ2xl/AVvXsEj5niNn7pkw6-wMebiTWZ5XaOrqUiPx73KGIVEYRPU_Ywj6yrZ49d_edG6mCJF4uYBl-UhupFEvM3NqvcfnGqsybNNT8Fwi4DBDVPfBpD2oNfwdaKZH2spR5X3BkO9_E9G3MRfKn4Aj3Etd/s1600/down%DB%8Cload-ebook-icon.jpg

۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

من و خاندان پهلوی

درج این کتاب به معنی تایید یا عدم تایید محتویات آن از سوی مدیر وبلاگ نیست و تنها بخاطر احترام گذاشتن به همه عقاید و درج همه نوشته ها گذاشته شده است.
كتاب حاضر، خاطرات احمدعلي مسعود انصاري از خويشاوندان فرح ديبا و دوست نزديك و مشاور مالي رضا پهلوي ـ پسر شاه معدوم ـ است، كه اختلاف مالي وي و وليعهد سابق ايران در مطبوعات غرب بازتاب يافت.,
شدت اين درگيري تا بدان حد بود كه رضا پهلوي براي پيشبرد دعوي خود در دادگاه فدرال آمريكا مجبور به انكار مليت ايراني خود شد و اين امر بحث‌هاي شديدي را در محافل وابستگان رژيم گذشته در اروپا و آمريكا برانگيخت.
ظاهراً اين اختلاف انگيزه‌اي براي گسست مسعود انصاري از خانواده پهلوي شد و تا بدانجا امتداد يافت كه وي به نگارش و نشر اين خاطرات پرداخت و طي آن اسرار و ناگفته‌هاي بسيار را از دوران حضور خود در اين خانواده فاش نمود.
در بخش نخست، نويسنده به رابطه خويشاوندي خود با فرح ديبا و چگونگي پيوندش با دربار پهلوي مي‌پردازد و شرح مي‌دهد كه اين پيوند تا بدانجا توسعه يافت كه وي در سالهاي 1350 در زمرة همراهان جوان بزم خصوصي شاه قرار گرفت. او در اين بخش مي‌كوشد تا براساس ديده‌ها و شنيده‌هاي خود به تبيين علل سقوط رژيم پهلوي بپردازد.
آنچه به اين بخش از خاطرات اهميت مي‌دهد، موقعيت ويژه نويسنده و حضور وي در محفل خصوصي شهبانو است. مي‌دانيم كه در واپسين‌ سالهاي سلطنت محمدرضا پهلوي، اين باند داراي تاثير جدي در شئون سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور بود و با گذشت زمان نفوذ فرح و اطرافيان او عمق بيشتر يافت.
معهذا تاكنون چنان كه بايسته است به نقش باند فرح در تاريخ سلطنت پهلوي پرداخته نشده و از اين زاويه به نظر مي‌رسد كه خاطرات احمدعلي مسعود انصاري مي‌تواند سندي دست اول به شمار رود.

۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست

از مقدمه کتاب: کتابی که اینک قدیم حضور خوانندگان می شود کتاب بحث انگیزی است زیرا بسیاری از باور های ریشه دار و استوار در باره رجال تاریخ معاصر را زیر سول می برد:بعضی از این باور ها ریشه ای پنجاه ساله در تاریخ معاصر ایران دارد برخی بد از انفلاب با تبلیغات حساب شده از سوی گروه های چپ پدید آمده است با ای وجود نویسنده می کوشد با دلیل و برهان به مقابله با این باور های تادرست به پا خیزد نویسنده می کوشد با دلیل و برهان به مقابله با این باورهای ناچیز به پا خیزد و در این اثر جز روشن ساختن نقطه های تاریک تاریخ معاصر ایران و نمایاندن چهره واقعی بازیگران صحنه سیاست ایران طی بیش از نیم قرن دوران سلطنت پهلویها هدف و مقصودی را دنبال نمی کند.
نویسنده در این کتاب علاوه بر سعی در نمایاندن چهره واقعی کسانی که در آثار نویسندگان به شرح حال زندگی سیاسی آنها اشاره شده است بسیاری از بازیگران و شخصیت های صحنه سیاست ایران را در طول حیات رژیم گذشته را برای نخستین بار به تصویر می کشد و نقش بازیگران مختلف را نمایان می سازد.
نسخه الکترونیک این کتاب قبلا در 8 جلد مجزا تهیه شده بود ولی اکنون در دو جلد اصلی با کیفیت بالا و حجم کمتر در دسترس عزیزان است.


Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...