۱۳۹۲ تیر ۳۰, یکشنبه

گرينگوي پير

كارلوس فوئنتس در گرينگوي پير، سه عنصر انساني را در گونه اي واكنش شبه شيميايي در لوله آزمايش انقلاب ۱۹۱۳ مكزيك با يكديگر آميخته است.
عنصر اول؛ گرينگوي پير كه روزنامه نگار و نويسنده اي آمريكايي است. او كه سابقا دو پسر خود را ازدست داده، ـ يكي از اعتياد به الكل و ديگري در اثر خود كشي ـ در سن ۷۱ سالگي از مرز جنوبي آمريكا گذشته و پا به مكزيك گذاشته است. به قول فوئنتس: « پير مرد هم به اين دليل به مكزيك آمده بود كه در مملكت خودش ديگر مرزي نمانده بود كه از آن بگذرد.» او پس از گذشتن از مرز با خود مي انديشد: « مرزي هست كه فقط شبانه دل گذشتن از آن را داريم. مرز تفاوتهاي خودمان و ديگران، مرز نبردهامان با خودمان.»
دومين عنصر، توماس آرويو ژنرال جوان انقلابي است. تولد آرويو حاصل تجاوز ارباب زاده اي به مادر اوست كه از رعاياي ساكن در ملك اربابي بوده است. او اكنون ، با موج انقلاب در مقام فرمانده گروهي پابرهنه انقلابي پا به همان ملك متعلق به اربابان سابق خود و مادرش گذاشته است .
عنصر سوم هريت وينسلو زني آمريكايي است. پدر هريت براي جنگ به كوبا رفته و در آنجا ماندگار شده است. مادر هريت با اطلاع از زنده بودن شوهر، وانمود كرده كه او در جنگ كشته شده است تا از اين طريق بتواند از دولت مستمري ماهانه دريافت كند. مادر و دختر براي عزيز از دست نرفته خود مقبره اي ساخته اند كه تنها نام او را بر خود دارد . مقبره اي خالي !
 http://1.bp.blogspot.com/-fGBtD-hksUg/UTt8ZNIP-6I/AAAAAAAAD3A/cQ0nlvcemDY/s1600/down%DB%8Cload-ebook-icon.jpg

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Related Posts Plugin for WordPress, Blogger...